آیا می‌توان چند همنشینی را به منزله آغازی بر پایان حصر گرفت؟
لبخندهای بی‌ثمر
 رییس فعلی سازمان صداوسیما با رییس جمهور اسبق که چند سالی است مورد غضب بخش هایی از ساختار سیاسی قرار گرفته است خوش و بش می‌کند و تصاویر لبخندزدن هایشان در فضای مجازی منتشر می‌شود. رییس سابق صداوسیما در یک برنامه تلویزیونی از مخالفت خود با ادامه حصر می‌گوید و و از ویژگی‌های مثبت یکی از محصورین که در دورانی رییس مجلس این کشور بوده است سخن می‌گوید، چند روز بعد هم در دیداری سه ساعته با حسین کروبی نظرات ظاهرا امیدوارکننده‌ای را درباره این موضوع مطرح می‌کند. رییس اسبق سازمان صداوسیما که چند سالی است بر کرسی ریاست مجلس تکیه زده است نیز در دیدار با کمیته رفع حصر فراکسیون امید از وضعیتی که محصورین در آن گرفتار آمده‌اند به شدت انتقاد کرده است و در مراسمی در کنار سیدمحمد خاتمی می‌نشیند و بر اساس تصاویر منتشر شده  ظاهرا جوّی صمیمانه بین این دو چهره سیاسی در آن لحظات وجود داشته است.تندروها با کنار هم قرار دادن این موارد به خصوص مورد پایانی «دلواپس» شده‌اند و تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا با تکرار روایت‌های ناقص از وقایع۸۸ به اصطلاح خودشان مانع فراموشی اتفاقات آن سال‌ها به دلیل اقدامات «خواص بی بصیرت» شوند. از سوی دیگر برخی از افراد و رسانه هایی که ذیل جریان اصلاحات تعریف می‌شوند هم با دیدن این تصاویر و گفته‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که این گره در حال باز شدن است و می‌توان امیدوار بود که در این محدودیت و ممنوعیت هایی که پس از انتخابات۸۸ شاهدش بودیم تغییری رخ دهد. آنان بر این عقیده‌اند که افرادی نظیر ضرغامی، علی‌عسگری و لاریجانی به نوعی به نمایندگی از بخش هایی از قدرت به دنبال حل و فصل میانه روانه پرونده حصر و محدودیت‌های مشابه هستند و این اتفاقات را نه تصمیم شخصی این چند نفر بلکه ماموریتی از سوی برخی تصمیم گیران می‌دانند. واقعیت آن است که در پرونده حصر مانند هر موضوع دیگری شاهد دیدگاه‌های مختلفی در ساختار سیاسی هستیم و نمی‌توان ادعا کرد که همه مسئولان کشور در این موضوع نظری واحد دارند.

بر همین مبنا برخی بر این عقیده‌اند که این سه نفر که در گذشته و امروز در یک نهاد انتصابی حضور داشته‌اند به واسطه روابطشان با بخش هایی از حاکمیت به دنبال حل و فصل این پرونده اند اما آیا در واقعیت هم می‌توان همین‌قدر خوشبین بود و نتیجه چند لبخند و گفتگوی خودمانی را حرکت به سوی حل این پرونده به آن شکلی که دلسوزان کشور از مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی تا رییس جمهور روحانی و دیگران به آن باور دارند دانست؟ آیا می‌توان پذیرفت که چند تصویر از همنشینی رییس دولت اصلاحات با رییس مجلس به معنای حرکت به سمت خط پایان این پرونده پیچیده و چند بعدی است؟

به نظر می‌رسد این نگاه به دنیای سیاست مشحون از خوشبینی و کاملا غیر واقعی است. واقعیت ماجرا آن است که مسئولان ارشد قوه قضاییه همانطور که بارها اعلام کرده‌اند به محض رفع حصر دادگاهی را تشکیل خواهند داد که با توجه به پرونده‌های مشابه می‌توان نتیجه آن را حدس زد. از طرف دیگر بزرگان نظام و همینطور برخی از اعضای تاثیرگذار شورای عالی امنیت ملی بر همین اساس به این نتیجه رسیده‌اند که رفع حصری که پایان آن دادگاه باشد در شرایط حاضر نه به مصلحت محصوران است و نه به سود نظام سیاسی مستقر در کشور. فارغ از آن که ما در این باره چه نظری داریم این یک واقعیت آشکار است که تصمیم گیران ارشد نظام در شورای عالی امنیت ملی همچنان بر ادامه حصر تاکید داشته و تمایلی به تشکیل دادگاه ندارند.

حال و با این توضیح  این پرسش فراروی ما قرار می‌گیرد که روسای سابق، اسبق و فعلی سازمان صداوسیما با رفتار و گفتار متفاوت اخیرشان حامل پیامی از سوی نهادهای رسمی هستند یا خیر؟ اگر این سه را نمایندگان قوه عاقله نظام بدانیم که برای پایان بخشیدن به این پرونده پیچیده به میدان آمده‌اند می‌توان امیدوار بود که به پایانی خوشایند برای این پرونده پیچیده که چند سالی است ذهن جامعه را درگیر خود کرده است و هزینه‌های سیاسی بر کشور تحمیل کرده است نزدیک شده‌ایم اما اگر ماجرا شکل دیگری داشته باشد و مثلا این افراد بخواهند در این وضعیت برای خود وجهه‌ای کسب کنند تا در دوره‌های آینده انتخابات از آن استفاده کنند و یا به عنوان یک ماموریت شخصی چنین رفتاری از خود بروز می‌دهند دیگر نمی‌توان با عینک خوشبینی به این وقایع نگاه کرد و به صراحت باید گفت حصر با لبخندهای بی ثمر و نمایش‌های بی اثر رفع نخواهد شد.

بهار