مهزاد الیاسی

بر اساس آخرین آمار، بیش از ٩‌ میلیون ایرانی در سال گذشته به خارج از کشور سفر کرده‌اند. این آمار در پنج‌ماهه نخست امسال در مقایسه با مدت‌زمان مشابه سال گذشته حدود ٢١ درصد رشد داشته و این روندی ا‌ست که رو به افزایش به نظر می‌رسد. چه دلایلی در این رشد دخیل بوده است؟ برخی به ارز مسافرتی مرحوم اشاره می‌کنند یا افزایش سفرهای زیارتی به عتبات عالیات؛ اما به جز عوامل اقتصادی، یکی از مؤثرترین دلایل تغییر الگوی مسافرتی ایرانی‌ها را باید در شبکه‌های اجتماعی جست‌وجو کرد.
اگر زمانی سفر به خارج از کشور، رفتاری تجملی و مختص به قشری خاص محسوب می‌شد،  حالا می‌توان هر روز عکس و فیلم دوست، همکار، فامیل و آشنا از اقشار مختلف جامعه را در شبکه‌های اجتماعی دید که در گرجستان، ترکیه یا اروپا مشغول گردش و تفریحند. وقتی امکان سفر خارج از کشور برای آنها مهیا شده چرا برای ما نشود؟ مهم نیست اسم آن را چشم و هم‌چشمی بگذاریم یا الگوبرداری؛ حالا به جای هزینه برای دکوراسیون خانه یا پذیرایی از میهمانان، سفر، روز‌به‌روز اولویت بالاتری در سبد مخارج خانواده متوسط شهری ایرانی می‌یابد.
به غیراز این، از طریق شبکه‌های اجتماعی، الگوی سفر ارزان‌قیمت در حال گسترش در میان جوانان ایرانی است و دیگر کمتر کسی بابت بیان هزینه اندک سفر خود، احساس شرم می‌کند. با وجود امکان استفاده از اپلیکیشن و سایت‌های مختلف، هر روز به تعداد کسانی که سفر با کوله‌پشتی و اقامت در ‌هاستل‌های ارزان‌قیمت را بر استفاده از تورهای مسافرتی ترجیح می‌دهند، افزوده می‌شود. تا همین یکی، دو سال پیش، این نوع سبک سفر از نظر فرهنگ ایرانی بسیار مخاطره‌آمیز به نظر می‌آمد، اما حالا به یمن انبوه پست‌های شبکه‌های اجتماعی می‌توان بعینه دید که لزوما قرار نیست به محض خروج از مرزهای ایران، چند قاتل زنجیره‌ای خارجی در کمین مسافران باشند و همین موضوع جسارت سفر به خارج از کشور را حتی در میان خانواده‌ها بیشتر کرده است.
جوانان ایرانی‌ با استفاده از دانش زبان انگلیسی به‌تدریج در حال پیوستن به خیل جهانگردان جوان اروپایی و آمریکایی هستند که با کوله‌پشتی و هزینه‌ای اندک، جرئت قدم‌گذاشتن به وادی ناشناخته‌ها را یافته‌اند. شاید قشرهای مختلف جامعه ایران، هیچ زمانی به اندازه حالا در جریان فرهنگ، آداب و رسوم و چگونگی زندگی روزمره مردمان خارج از مرزهای کشورشان نبوده‌اند. پس از تجربه انزوای سیاسی در دهه‌های گذشته، ‌صدای ناقوس‌‌های دهکده جهانی هرچند دیرتر، از طریق شبکه‌های اجتماعی به ایران رسیده است.
رشد سفر ایرانی‌ها به خارج از کشور با هر انگیزه‌ای که باشد مثبت است. شکسته‌شدن تصورات نادرست از فرهنگ زندگی در خارج از کشور، ازبین‌رفتن توهمات ناشی از ارتباط‌نداشتن با دنیای بیرون از مرزها و عدم ترسیم چهره یک خارجی به‌عنوان «دیگری»، از کمترین تبعات طولانی‌مدت مراودات مردم به خارج از کشور است. چه قصد مسافران ایرانی شبکه‌های اجتماعی تلاش برای «به رخ‌کشیدن» سفر با سلفی باشد چه به اشتراک‌گذاری لحظات با عزیزان، آنها درست مانند اولین جهانگردان ایرانی در قرن ١٩ میلادی، پیام‌آور چگونگی زندگی در آن‌سوی مرزها هستند؛ با این تفاوت که این‌بار پیام‌ها تنها به نخبگان جامعه مخابره نخواهد شد و اقشار متوسط نیز به همان اندازه از این اطلاعات منتفع می‌شوند. از این‌رو، بی‌سبب نیست که اعتراض‌ها در طول یک‌ سال گذشته به موضوع ویزای کشورهای اروپایی شدت گرفته است؛ به این دلیل ساده که تقاضای ایرانی‌ها برای دیدن دنیا افزایش یافته است. سفر به بیرون از مرزها، در حال خارج‌شدن از شکل تجملاتی خود است و همین موضوع، هزینه‌های کلان برای تدارک آن را غیرقابل
توجیه می‌کند.
شاید وزارت امورخارجه ایران تا چند سال پیش می‌توانست در بیانیه‌ای از هم‌وطنان درخواست کند از سفر به کشورهای بدرفتار در مورد صدور ویزا خودداری کنند اما حالا چاره‌ای به جز اولویت‌دادن به موضوع ویزا در چانه‌زنی‌های دیپلماتیک و رفع واسطه‌گری پرهزینه ویزا
نخواهد داشت.