shafieee2

ادبیات فارسی گنجینه پایان ناپذیری ست پر از لایه های ناشناخته، که تنها در سایه هم راهی و هم رایی با آن می توان به درونش راه یافت و از دقایق تو در تویش سر در آورد.

بی گمان -حتی هنوز- در لایه های کم عمق ادبیات متقدم فارسی، شبکه های تصویری بکری باقی ست،که شناخت آن ها همت عالی اهالی ادبیات را می طلبد.

در درازنای تاریخ ادبیات فارسی، گاه  و بی گاه بارقه ای از دریافت های تازه در افق دیدگان برخی ازصاحبان اهلیت، رخ نموده و نتیجه ی میمون آن شده است دریچه ای نو، تا راهیان این وادی از مسیری دیگر، راه بپیمایند و کشفی طربناک تر را تجربه کنند.

بی گمان رسیدن به اهلیت دریافت آن بارقه های نو، ممارستی طاقت سوز می طلبد که خیلی ها را ازادامه ی آن باز می دارد، اما هرگاه مسافر این راه، دلگرم کشفی شعف انگیز بوده و دشواری ها را به جان دل خریده است، به پاداشی شیرین دست یافته است که لذت آن منحصر به خود اوست.

همان گونه که در آغاز نیز آمد، با تدبیر و تدبر در آثار به جا مانده از پیشینیان می توان به صفحاتی نواز شبکه های تصویری و حتی دریافت های کلامی رسید و بین آن چه که آنان در پس پشت نگاه خود به آن رسیده اند، و نسل امروز که از زاویه ای دیگر به آن ها می نگرد، پل زد و به کشف های جدید دست یازید.چندی پیش، با گذشت دوره ای به درازای یک دهه تلاش، نهالی به ثمر نشست و یکی از گنجینه های ادب فارسی به نوشتاری نو، بازنویسی شد تا بتوان به مدد درست خوانی به آن نزدیک شد، از مهجوری وتنهایی بیرونش آورد و اندک اندک در پی ممارست های فراوان با آن خو گرفت. سید ضیاءالدین شفیعی که از اهالی رودسر است و انتشار بیش از ۵۰ اثر -از شعر، نثر، داستان، ترجمه و برگردان را در کارنامه ی خود دارد- توانست با همت عالی خود، چهارعنصر بیدل را برای نخستین بار در ایران، با رسم الخط امروز ایران بازنویسی کند.

به همین بهانه با او به گفتگویی کوتاه نشستیم که نتیجه ی آن چنین شد:

runamayi-bidel-4-495x330

با سلام

شاعر ارجمند هم ولایتی جناب آقای سید ضیاءالدین شفیعی با ابراز خوشحالی از رونمایی و انتشار بازنوشته ی ارجمند چهارعنصر به جنابعالی و آرزوی توفیقات روزافزون برای شما  بدینوسیله درخواست می شود با پاسخ گویی به پرسش هایی که به پیوست ارسال می شود سرافرازمان فرمایید و اجازه بدهید

نخستین سایت مستقل همشهری تان باشیم که در بازشناساندن این اثر ماندگار با شما هم داستان می شویم.

در ضمن پیش از این نیز مقاله ی وارده ای با همین مضمون با عنوان “حسرت بی پایان” در سایت ما بارگذاری شده است.

پیشاپیش از همکاری شما متشکریم.

 

با تشکر و امتنان از پاسخگویی به پرسش ها

همشهری های شما در سایت : http://www.tadbireeslah.ir

 

۱-  خیلی‌ها که به مرحله‌ای از پختگی در شعر می‌رسند، شوق غور در آثار متقدمان در آنان بیشترمی‌شود، پس گنجینه ادب فارسی را می‌کاوند و به تناسب آگاهی‌ها و وابستگی‌های خود به سراغ نسخه‌های پیشین می‌روند و دفتر یا دفترهایی از شاعر یا شاعران متقدم را برمی‌گزینند و به قدر وسع خود تصحیح می‌کنند یا حاشیه‌ای بر آن می‌نگارند و برخی که زبردست‌ترند به تفسیر آن‌چه که برگزیده‌اند، همت می‌گمارند. اما رفتن به سراغ نسخه‌هایی از نثر، کمتر اتفاق می‌افتد، شاید بهتر باشد برای شروع بپرسیم که چه شد به سراغ نثری از بیدل رفتید؟

من البته تا رسیدن به خامی هم راه زیادی دارم… اما تعلق خاطر من به نثر برمی‌گردد به همان سال‌های نخستین ارادتم به ادبیات، هرگز برای قالب‌های ادبی فضیلتی قایل نبودم و شعر و نثر را برادران همبالی می‌دانسته‌ام که پریدن را به انسان‌ها می‌آموزند چندان که می‌دانید از میان آثار منتشر شده‌ی من این نسبت همواره برقرار بوده در جمع کتاب‌هایم هم می‌توان داستان یافت، هم نثر ادبی، هم شعر، هم ترجمه و هم…

نثر بیدل اما حکایتش دیگر است، وقتی در جستجوی افق‌های تازه، ادبیات کلاسیک را جرعه جرعه می‌نوشیدم به بیدل که رسیدم سُکری مضاعف ذایقه‌ام را پر کرد به‌وی‍‍ژه آن‌که دیدم ایشان همه‌ی عرصه‌های متعارف و غریب ادبیات را یک‌جا آزموده و در همه‌ی آن‌ها هم آثاری جاودان به‌جا گذاشته.

رمزگشایی از شعر بیدل عمر بزرگانی را به تمامی به خود مشغول داشته بود حال آن که در شعر گره‌های معنایی و تصویری بالاخره به ملاحظه‌ی قرینه‌هایی ازجمله وزن، انواع صنایع و مراعات‌ها و … قابل گشودن بود اما در نثر این کار به مراتب طاقت سوزتر و دیریاب‌تر می نمود ، با این همه من نثر را انتخاب کردم و بیش از یک دهه بعد شد آن چه که شد.   

۲-  برای بازنویسی چهارعنصر به سراغ کدام نسخه از آن رفتید؟ و این نسخه را چگونه انتخاب کردید؟ و چگونه به آن دست یافتید؟

هم‌چنان که در مقدمه مطول چهار عنصر نوشته‌ام بنای من تطبیق و نسخه‌خوانی و … نبود .در نخستین ملاقات‌هایم با چهار عنصر، دریافتم این گنجینه‌ی گران‌بهای نثر فارسی، از نوعی لکنت رنج می‌برد لکنتی که سبب شده امروزیانِ علاقه‌مند به ادبیات، از رفاقت با او و لذت‌بردن از همنشینی با این متن محروم باشند، لکنتی که محصول نادرستی‌های ثبتی و چاپی اثر از یک سو و دگرگونی‎های رسم‌الخطی ما از دیگر سوست .لذا برپایه یکی از معتبرترین نسخه‌های موجود چهار عنصر یعنی نسخه‌ی منتشر شده در سال ۱۳۴۴ به سرگروهی استاد خال‌محمد خسته و استاد خلیل‌الله خلیلی در افغانستان ، کار را شروع کردم .این نسخه را در شرایطی دشوار در سفری خطرناک به کابل تهیه کردم.

۳-  در این بازنویسی چه معیاری را برگزیدید؟ و برای درست‌خوانی واژگان و ترکیبات از چه منابع یا همکاری‌هایی بهره جستید؟

لازمه‌ی شناخت ترکیبات بیدل‌ساخته، شناخت نقشه‌ی مهندسی ذهن بیدل بود و راه ورود به این نهانخانه، همنفسی و درک محضر بیدل و دیگر هندی‌سرایان شعر فارسی. من در جستجوی این اتفاق، سال‌ها آثار شاعران بزرگ هندی‌سرا را بازخواندم و با بیدل البته بیشتر مانوس شدم در این ایام هم با معاصران نام‌داران بیدل‌شناس سال‌ها معاشرت و مشاورت داشتم. این سرمایه مرا به دریافت ترکیبات و اصطلاحات چهارعنصر موفق ساخت.

گاهی برای راه یافتن به شکل درست استخدام ترکیبی یا اصطلاحی بارها یک جمله یا عبارت را در جمع دوستان صاحب صلاحیت، باز خوانی می کردیم تا محتمل‌ترین شکل را انتخاب کنیم.

۴-  این بازنویسی چه مدت به درازا کشید؟ و در این مدت با چه دشواری‌هایی روبرو بودید؟

تا چاپ این نسخه از چهار عنصر بیش از ده سال زمان صرف شده و البته این هنوز پایان راه نیست و می‌توان به نسخه‌های کم اشکال‌تری هم به مدد جوانمردان و پیشگامان ادبیات دست یافت.

یکی از دشواری‌های موجود تعدد الگوهای نوشتاری در رسم‌الخط امروز فارسی بود ما در مسیر بازنویسی این اثر بارها مواجه بودیم با تغییر در شیوه نگارش کلماتی که نقشی بزرگ در بازنویسی آثار ادبی کلاسیک دارند .

runamayi-bidel-13-495x330

۵-  با چه هدفی چهارعنصر را بازنویسی کردید؟

هنوز همه‌ی آثار کلاسیک ما در قالب نثر متعلق است به دو سبک بارها ارائه شده‌ی عراقی و خراسانی مثل: گلستان سعدی، تمهیدات عین‌القضات، شطحیات شبلی و منطق‌الطیر ابوسعید ابی‌الخیر و… و در حوزۀ سبک هندی هیچ اثری به مخاطبان فارسی زبان معرفی نشده‌است و یا اگر هم شده پاره‎هایی از یک اثر یا نسخه‌هایی بوده که اغلاط فراوانی در آن دیده می‌شود. این بازنویسی راه را برای ورود علاقمندان به جهانی متفاوت در نثر فاخر و ممتاز فارسی باز می‌کند.

۶-  با توجه به این که در این مدت، شیوه‌ی نوشتاری بارها تغییر کرد، شما در نهایت برای رسیدن به هدف خود، کدام شیوه‌ی نوشتاری را برگزیدید؟

پس از بارها مرور ضوابط و شرایط رسم‌الخط مصوب به این نتیجه‌ی کاربردی رسیدیم که بارعایت اعتدال و با در نظرگرفتن اصل «درست خواندن» متن همه‌ی بایدها و نبایدهای موجود را به نفع این اصل فروبگذاریم.

۷-   حالا که پس از یک دوره تلاش طاقت‌فرسا، چهارعنصر بازنویسی شده، چه حسی دارید؟

حال فرصتی دست داده تا همه‌ی اهالی ادبیات از این دروازه بزرگ عبور کنیم. من هم مثل بقیه مسحور زیبایی‌های بی‌پایان سبک هندی هستم.

شفیعیes

۸-  از شما تاکنون بیش از پنجاه اثر منتشر شده‌است، آیا موافقید که وزن چهار عنصر از همه بیشتر است ؟

انتشار همان آثار کار را به این‌جا کشید؛ برای رسیدن به قله باید منازل را یک به یک طی کرد. گاهی اهمیت قدم نخست کمتر از نشاندن پرچمی بر کلاهخود کوه نیست!

چهار عنصر را عزیزتر می‌دارم چون همه‌ی این منازل از نگاه نافذش پیداست.

۹-   حرف آخر و راه پیش روی شما چیست؟

مدتی است آثار شاعرانی بزرگ اما ازیاد رفته را از کاروان شعر هندی برگزیده و بر هریک شرحی نوشته‌ام و می‌خواهم به جوانان جستجوگر امروز معرفی کنم. بهگزیده‌ای از فیاض لاهیجی با نام «با معذرت از عشق» منتشر شده و بهگزیده‌هایی از طالب آملی و حزین لاهیجی و سروش اصفهانی در نوبت چاپ هستند. البته ده مجموعه شعر از آثار خودم در قالب های غزل و سپید.