agriturismo_poggio_corbello باید بیاموزیم که طبیعت و جانوران دیگر همانند انسان از حقوقی خداداد برخوردارند که باید رعایت شود. تحقق شعار فوق باید به گونه ای باشد که در عین دستیابی به توانمندی های جدید در حوزه های فنی، اقتصادی و اجتماعی، زیست بوم خویش را دچار فرسایش و بحران نسازیم.

لذا توسعه منابع و بهره برداری اقتصادی از آن را چگونه می توان سامان و سازمان داد تا اهمیت بی بدیل و جایگاه تجدیدناپذیر محیط زیست در آن کاستی نگیرد و هزینه حفظ آن نه بر عهده دولتها که بر عهده خود مردم باشد؟

به عبارت دیگر چگونه مدلی را برای توسعه اقتصادی در نظر بگیریم که در روند تحقق آن، مشارکت مردم برای کسب سود متکی بر حفظ محیط زیست و پاک نگه داشتن آن باشد و دولتها را نیز از صرف هزینه های گزاف (مالی، انسانی، اداری، حقوقی) برای مقابله با تخریب محیط زیست بی نیاز کند؟ و همچنین چگونه می توان برنامه و گونه ای خاص از توسعه داشت که در روند اجرای آن شاهد  شکوفایی ظرفیت های بالقوه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و زیست محیطی آن باشیم و نه نابودی زیر ساخت ها و امکانات بالفعلی که توانمندی و سازگاری خویش را در طی قرون اثبات کرده است؟

از معضلات بزرگ کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه که در روند توسعه همچون سدی در برابر آن است  و گاه مصرف کننده حجم عظیمی از بودجه خود را صرف آن می کند، ساختار بوروکراسی  ناکارآ،  تمرکز گرا و عریض و طویل آن می باشد، تمرکزی که گاه بزرگترین مانع تحقق اهداف توسعه می گردد. در روند توسعه، کوچک و کارآمد کردن ساختار بوروکراسی امری حیاتی است. حال چگونه می توان طرح توسعه را پیش  برد به گونه ای که جامعه و بخصوص طرح های کشاورزی  کمترین  وابستگی را به سیستم اداری داشته و سریعترین طریق ممکن را جهت رشد و توسعه بپیمایند؟

اقتصاددان معاصر و شهیر آلمانی شوماخر کتابی دارد به نام «کوچک زیباست». چکیده نگاه انتقادی این کتاب به مدرنیته و تمدن صنعتی آن است. که شهرهای ما بیش از حد بزرگ و بی قواره شده اند و معضلات شهری، جمعیتی، اخلاقی و زیست محیطی عدیده ای را سبب شده و به سرعت روستاهای حومه خویش را می بلعند.

امروزه در کشور ما نیز،  سیر تبدیل شهرهای بزرگ به کلان شهرها و شهرهای کوچکتر به شهرهای بزرگتر به شکل نگران کننده ای ادامه دارد. روستاها به تدریج متروک شده و جمعیت ساکن آن مهاجرت نموده و به حاشیه شهرها پناه برده اند و اراضی کشاورزی روستاهای مجاور شهرها به سرعت موقعیت تجاری و مسکونی یافته و تغییر کاربری می یابند. آن دسته از صنایعی هم که در مناطق روستایی احداث گشته اند بعضاً ربطی به تولیدات کشاورزی مناطق روستایی نداشته (در گیلان تنها صنعت چای سازیست که متناسب با ساختار کشاورزی روستاها است) و در صورت رونق داشتن هم تنها نیروی کار روستایی را از زمین جدا کرده است. شهرهایی که بدین طریق بزرگ می شوند سیستم تصمیم گیری اداری آنها متمرکزتر، پیچیده تر و ناکارآمدتر شده و بر نابسامانی بوروکراسی پیشین بیش از پیش می افزاید.

حال چگونه می توان اراضی کوچک کشاورزی را به حدی از سودآوری رساند تا رغبتی در بین کشاورزان برای ادامه کار کشاورزی بوجود آید؟ چگونه می توان سطح درآمد ایشان را در واحد سطح افزایش داد تا مانع از تغییر کاربری اراضی گردد؟ چه صنعت سودآوری را باید در روستاها گسترش داد که نه تنها آسیبی به بافت روستا و تولیدات آن نزند بلکه به سبب همین بافت سنتی و حفظ وضعیت کشاورزی  و مناظر طبیعی و روستایی خویش توجیه اقتصادی آن صنعت امکان پذیر شود؟

اکنون به سئوال کانونی و اساسی می رسیم که برای توسعه گیلان – و دست کم سایر استانهای ساحلی دریای خزر که وضعی شبیه گیلان دارند – چه طرحی مناسب است تا ضمن دست یابی به ظرفیت های تولیدی بیشتر، افزایش درآمد شهرها و روستاها، اشتغال نیروی بیکار و در حال مهاجرت، حفظ و بهسازی محیط زیست زیبای آن و جلوگیری از تخریب اراضی و بافت کشاورزی روستاها، تنها با تکیه بر توانمندی های بالفعل و بالقوه منطقه و صرف حداقل هزینه امکان پذیر باشد؟

ویژگیهای کلی که هر طرح توسعه روستایی باید داشته باشد:

یک یادآوری لازم؛ انجام هر طرح توسعه روستایی بدون مشارکت عامه روستائیان نمی تواند به درجه بالایی از موفقیت نایل گردد و مشارکت فعال و داوطلبانه کشاورزان، با توجه به روحیه محافظه کاری ایشان، تنها با اجرای نمونه های عملی و در حد پایلوت و بدست آوردن نتیجه مثبت امکان پذیر است.

 مبانی نظری آن را در عمل آزموده و بر این اساس معتقد است طرح توسعه روستایی باید از ویژگی های ذیل برخوردار باشد:

۱- برنامه دراز مدت توسعه روستایی باید ابتدا به قطعات کوچک تر (پروژه های مجزا و کوچک) تقسیم گردد.

۲- این پروژه های کوچک باید همگی و یا تعداد مشخصی از آن به هم ارتباط یابد.

۳- هر پروژه مکمل پروژه بعدی و قبلی باشد.

۴- حتی الامکان چند پروژه در واحد زمانی مشخص قابل اجرا باشد.

۵- بازده سریع داشته و نتایج آن در یک فصل کاری مشخص شود.

۶- انجام پروژه ها چنان پیچیدگی نداشته باشد که خارج از توان دانش سنتی کشاورزان و مقدورات و داشته های موجود آنها باشد.

۷- بخشی از درآمد حاصل از آن صرف پس انداز جهت سرمایه گذاری در پروژه های کم سرمایه بر بعدی گردد.

۸- حداقل ارتباط و نیاز را به ساختار بوروکراسی اداری و کسب مجوزهای مربوطه داشته باشد.

۹- تنها نیاز آن به دستگاههای دولتی فقط کمک این ادارات و سازمانها به ایجاد شبکه ای از بازارهای عرضه در داخل یا خارج استان جهت عرضه محصولات باشد.

۱۰- صنایع تبدیلی مورد نیاز محصولات حاصله در شهر یا روستا جهت تقویت و توسعه همین ساختار توسعه یافته کشاورزی باشد و نه رقیب آن.

۱۱- حتی الامکان از زمان مردهً  کشاورزی برای انجام پروژه های خود استفاده شود و دست کم مخل زمان کشت اصلی کشاورزان نباشد.

هر چند که این طرح برای اجرای پروژه های کوچک و تأثیر گذار و مرتبط به هم در تمامی مناطق روستایی گیلان ارائه می شود، ولی؛ در پاسخ به سئوالاتی است که پیشتر از آنها یاد شده و سالهاست دغدغه ذهنی و عملی اعضاء این شرکت و برخی مدیران اجرائی خبیر و صاحب صلاحیت این استان بوده و هست.

معرفی عمومی، راه اندازی کامل و توسعه جدی صنعت اگروتوریسم یا به گونه ای که ما به آن می اندیشیم؛ ویلا+کشاورزی و گردشگری:

به عنوان پرو‍ژه اقتصادی که تمامی بخش های دیگر و پروژه های گوناگون روستایی را به هم متصل می کند و سبب حفظ و بقای تولید کشاورزی و ساختار سنتی و تاریخی روستاها می گردد و از هر حیث با جغرافیا و محیط زیست گیلان تناسب دارد.

امروزه صنعت توریسم یکی از راه های افزایش درآمد، ارز آوری، تبلیغ فرهنگی، نفوذ در بازارهای جهانی و عامل حفظ رسوم و سنت ها و آداب و شعایر ملی و محلی است. شاید تا دهه هفتاد میلادی اکثریت توریست های جهان را کسانی تشکیل می دادند که نگاهی سطحی و موزه ای به تمدن و فرهنگ و مظایر حیات اجتماعی مردم کشوری که وارد آن می شدند، داشتند. نگاهی گذرا و از سر تفنن و گذران اوقات فراغت و تا حدی  لذت بردن از آب و هوا و مناظر طبیعی آن کشور. اما رفته رفته با گسترش ارتباطات و تداخل فرهنگها در غرب و دلمردگی اتباع غربی و سرخوردگی از ناهنجاریها و فرهنگ مادی و ماشینی غرب و آگاهی از این که جهان غیر غربی چیزهای زیادی برای آموختن به غریبان و تغییر و تصحیح نگاه ایشان دارد. استقبال از شناخت فرهنگها و تمدن های دیگر رو به فزونی نهاد. امروزه هم توریستها در گروه های تخصصی تری سازمان یافته و اقدام به مسافرت می کنند و هم عامه توریستها خواهان آشنایی عمیق تر با فرهنگ و تمدن و نحوه زیست مردمانی هستند که به آنجا مسافرت می کنند. دیگر صرف داشتن هتل های گران قیمت و امکانات زندگی شهری جذابیت اصلی برای توریستها نیست، بلکه نحوه زیست مردم، شناخت علایق وآداب و رسوم مردم مختلف و ریشه های تاریخی آن و حضور در متن زندگی اجتماعی ایشان جذابیت بیشتری یافته است. لذا فراهم آوردن امکان سفرهای اقامتی در دل طبیعت یا مناطق خوش آب و هوای روستایی و در متن زندگی مردم عادی روستا و سپری کردن روزهای اقامت با همان شیوه زیست مردم روستایی و در خانه هایی به همان سبک و سیاق و حضور در جشن ها، سوگها و مراسم محلی خیلی بیش از یک زندگی راحت در هتلها برای توریست های کنونی جذابیت دارد. اما باید توجه داشت که درهرحالت فراهم کردن محیط امن و پیش بینی شده شرط اساسی صنعت توریسم در هر نوع آن است.

هرچند توریست هایی که مایلند در بهترین هتلها و مناطق تفریحی مدرن سکنی گزینند کم نیستند و یا توریستهایی که هم توریست هستند وهم بازرگان در کشور میزبان و یا انواع دیگر، اما این توریستها و خواسته های شان با فرهنگ ملی و دینی ما سازگار نیستند و به همین سبب ترجیح می دهند، به تایلند و جزایر قناری یا هاوایی و جاهایی از این است سفر کنند. لذا منطقی است که عمده سرمایه گذاری خویش را حداقل در استان گیلان بر روی اگروتوریسم متمرکز کنیم که هم شمار بیشتری از توریستها را شامل می شود و هم فراهم کردن زیرساخت های مناسب آن آسانتر و کم هزینه تر است.

دامنه صنعت اگروتوریسم را علاوه بر مطالب گفته شده، می توان به شرح ذیل برشمرد:

۱- توجیه اقتصادی یافتن کشاورزی در اراضی کوچک که همزمان می تواند محل کشاورزی و محل استقرار توریست باشد و درآمد آنها چندین برابر شود.

۲- امکان جذب توریست در تمام مدت سال، با توجه به اینکه  نوار ساحلی خزر فاقد سرمای شدید نسبت به سایر مناطق ایران است.

۳- امکان آمایش و دادن طرح تفصیلی شهرها و روستاها با در نظر گرفتن پارامتر جدید و مهم صنعت توریسم.

۴- عدم نابودی آداب و رسوم و فرهنگ بومی و تشویق به گسترش آن به سبب جاذبه ای که برای توریستها دارد.

۵- حفظ بافت سنتی و تاریخی از طریق طراحی ویلاهایی با اسلوب معماری روستایی گیلان.

۶- امکان تأمین هزینه ساخت ویلاهای کشاورزی برای توریستها با سرمایه های اندک روستائیان.

۷- هزینه کمتر کمپها و محل های استقرار توریست در روستاها در مقایسه با صنعت توریسم شهرها.

۸- امکان استفاده از ویلاهای کشاورزی توسط توریست های طبقه متوسط ایران. در بخش توریسم داخلی بیش از همه می توان از جمعیت عظیم طبقه متوسط کسب درآمد نمود.

۹- نحوه ساخت و مالکیت این ویلاها به اشکال گوناگون(مشارکت، اجاره، خرید و…) قابل طراحی است به نحوی که امکان توافق بین مالک زمین و سرمایه گذار به راحتی امکان پذیر باشد.

۱۰- بازسازی برخی خانه های روستایی که جاذبه بیشتری برای توریست دارند.

۱۱- عرضه بی واسطه محصولات کشاورزی به توریست (خصوصا” توریست داخلی) و بازار سازی و بازاریابی برای آینده. خصوصا” استفاده از این محصولات در غذاهای محلی می تواند بهترین راه تبلیغ این محصولات باشد.

۱۲- کاهش فقر امکانات مناطق روستایی به سبب ساخت تدریجی امکانات مورد نیاز توریسم.

۱۳- صنعت اگروتوریسم می تواند موتور محرک توسعه استان باشد و سرمایه لازم را برای انجام طرح های اقتصادی دیگر و به سازی کلی ساختار شهری، روستایی و زیست محیطی استان فراهم آورد.

در خاتمه مجدداً تأکید می کنیم که این پروژه باید بگونه ای اجرایی شود که حداقل نیاز را به ساختار دولتی داشته باشد. کمک های که برای موفقیت این پروژه از جانب دولت باید ارائه شود عبارتند از:

۱-      ایجاد امنیت لازم برای اجرای پروژه ها ی مرتبط به اگروتوریسم، رفع نقایص قانونی و تصویب مقررات لازم.

۲-      هدایت کردن سازمانها و ادارات ذیربط به سوی کاهش  بوروکراسی، عدم دخالت در اجرا، و تقویت بخش نظارتی.

۳-      آموزش عمومی و تخصصی به ویژه فراهم نمودن مکان و موقعیتهای آموزشی، مشاوره ای و تحقیقاتی.

۴-      ایجاد بانک اطلاعاتی در ادارات تابعه و ذیربط و به روز کردن آنها جهت استفاده کشاورزان، توریستها، سرمایه گذاران و شرکتهایی که به نحوی با این پروژه ها ارتباط دارند.

امید می رود که با حمایت مسئولین و دست اندرکاران استان، و با اجرای موفق مرحله به مرحله آن در طی یک دوره پنج ساله، تحولات چشمگیری در سطح اقتصاد منطقه صورت پذیرد.

منبع: خلاصه شده از مقاله تفصیلی به همین عنوان از میر احمد مظفری  .